السيد الخميني
86
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )
بزرگ و رفيع كند . » پس هميشه كوچكترين مردم است نزد خود و رفيعترين مردم است در نزد آنها . [ 1 ] » اى عزيز ، همان دماغى كه تو دارى و همان نفسى كه تو دارى ديگران هم دارند ، تو اگر فروتن شدى ، قهرا مردم تو را احترام كنند و بزرگ شمارند ، و اگر تكبر كنى پيشرفت ندارد . اگر توانستند تو را خوار و ذليل مىكنند و به تو اعتنا نمىكنند ، و اگر نتوانستند در دل آنها خوارى و در چشم آنها ذليلى و مكانت ندارى . تو با تواضع دل مردم را فتح كن ، دل كه پيش تو آمد ، آثار خود را ظاهر مىكند . و اگر قلوب از تو برگشت ، آثار آن بر خلاف مطلوب تو است . پس ، تو اگر فرضا احترام طلب و بزرگى خواه هم هستى ، بايد از راه آن وارد شوى ، و آن مماشات با مردم و تواضع با آنهاست ، نتيجهء تكبر خلاف مطلوب و مقصود تو است ، پس ، نتيجهء دنيايى كه نمىگيرى سهل است ، نتيجهء به عكس مىگيرى . [ به ] علاوه ، اين خلق موجب ذلت در آخرت و خوار شدن در آن عالم مىشود : همانطور كه در اين عالم مردم را حقير شمردى و به بندگان خدا بزرگى كردى و به آنها عظمت و جلال و عزت و حشمت فروختى ، در آخرت صورت همين بزرگى ذلت است و خوار شدن . چنانچه در حديث شريف كافى وارد است : بإسناده عن داود بن فرقد عن أخيه قال : سمعت أبا عبد اللّه ، عليه السّلام ، يقول : إنّ المتكبّرين يجعلون في صور الذّرّ يتوطّاهم النّاس حتّى يفرغ اللّه من الحساب . « 1 » « برادر داود بن فرقد گويد شنيدم حضرت صادق ، عليه السلام ، مىگفت : « همانا متكبران قرار داده شوند به صورت مورچگان ضعيف ، پايمال نمايند مردم آنها را تا خدا از حساب فارغ شود . » و در وصيتهاى حضرت صادق ، عليه السلام ، است به اصحاب خود . قال : إيّاكم و العظمة و الكبر ، فإنّ الكبر رداء اللّه ، عزّ و جلّ ، فمن نازع اللّه رداءه ، قصمه اللّه و أذلّه يوم القيامة . « 2 » حاصل معنى آنكه « بترسيد از عظمت و كبر كردن ، زيرا كه كبر مختص به خداى عز و جل است ، و كسى كه منازعه كند خدا را در آن ، خداى تعالى او را در هم شكند و ذليلش كند روز قيامت . » و نمىدانم كه اگر خداى تعالى كسى را ذليل كند چه خواهد كرد با او و به چه حالى مبتلا مىشود ؟ زيرا كه امور آخرتى با دنيا فرقها دارد . ذلت در آخرت غير از ذلت در دنياست ، چنانچه نعمتها و عذابهاى آنجا مناسبت با اينجا ندارد : نعمتش فوق تصور ماست ، عذابش خارج از حوصلهء ماست ، كرامتش بالاتر از آنچه هست كه ما خيال مىكنيم . ذلت و خواريش غير از
--> [ 1 ] على بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن ابن أبي عمير ، عن بعض اصحابه ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : ما من عبد إلّا و في رأسه حكمة و ملك يمسكها ، فإذا تكبّر قال له : اتّضع وضعك اللّه فلا يزال اعظم النّاس في نفسه و أصغر النّاس في أعين النّاس و إذا تواضع رفعه اللّه عزّ و جلّ ، ثمّ قال له ، انتعش نعشك اللّه فلا يزال أصغر النّاس في نفسه و أرفع النّاس في أعين النّاس . اصول كافى ، ج 2 ، ص 312 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب كبر » ، حديث 16 . ( 1 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 311 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب كبر » ، حديث 11 . ( 2 ) وسائل الشيعه ، ج 11 ، ص 300 ، « ابواب جهاد نفس » ، باب 58 ، حديث 9 .